ازدواج

پنجشنبه 30 مرداد 1399
22:54
کریم پناهی

می گفت : ازدواج که کردیم یک موتور داشتیم و باهاش همه آخرهفته ها میرفتیم بیرون شهر ، کوه ، پارک و ...
ناهار ظهر جمعه رو کتلت درست می کردیم
می رفتیم پارک سر کوچه

بعد افتادیم به صرافت ماشین خریدن.
افتادیم به کار و کار و اضافه کار
یه ماشین خریدیم. مدل پایین بود! سفر راه دور نمی شد بریم. اونقدر کار کردیم که ماشین رو عوض کردیم و خونه و بعد وسایل خونه و دوباره ماشین رو و باز ...

به خودمون که اومدیم دیدیم دو تا ماشین تو پارکینگ داره خاک میخوره

پرسید: امروز چندشنبه س؟
یادم میاد جمعه س.
میگه: میخوام زنگ بزنم غذا بیارن؟
چی می خوری؟
پرده رو میزنم کنار
عطر جمعه میاد و کتلت از پارک سر کوچه.چند ساله اونجا جا گذاشتیمش؟!

دست بکار میشم.
میگه: چه بوی آشنایی راه انداختی!
یه حال خوبی داره!
میگم: پاشو ؛ پاشو یه عاااالمه جمعه رو باید جبران کنیم .

[ بازدید : 29 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
نام :
ایمیل :
آدرس وب سایت :
متن :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S
کد امنیتی : ریست تصویر
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مارادونا است. || طراح قالب avazak.ir
ساخت وبلاگ تالار عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس خرید آنتی ویروس مهاجرت به استرالیا کاغذ دیواری نقاشی ساختمان قرعه کشی اینستاگرام ویلچر قیمت نوار خطر چاپ چسب چاپ نوار چسب پلاستیک حبابدار ضربه گیر عرض ۱۲۰ پلاستیک حبابدار درشت استرچ پالت بند قیمت نایلون شیرینگ سوالات استخدامی اموزش و پرورش سفارش رپورتاژ اگهی تولید کننده استرچ پالت بند خرید کفش مردانه تولید کننده استرچ پالت بند انجام پروژه متلب خرید ووچر پرفکت مانی نایلون حبابدار سوالات استخدامی اموزش و پرورش
بستن تبلیغات [X]