شما در حال مشاهده نسخه موبایل وبلاگ

مارادونا

هستید، برای مشاهده نسخه اصلی [اینجا] کلیک کنید.

تعمیر تخصصی جاروبرقی

تعمیر تخصصی جاروبرقی

فروشگاه جاروبرقی در Honolulu HI

تعمیر جاروبرقی مناسب می تواند نظافت منزل یا محل کار شما را به روندی ساده تر ، سریعتر و لذت بخش تر تبدیل کند. اما یک کار اشتباه می تواند یک کار خسته کننده را به یک کار ناامیدکننده و بی نتیجه تبدیل کند. ما در مرکز جارو برقی بیش از 60 سال است که وقت خود را صرف تعمیر جاروبرقی می کنیم و وقتی از درهای ما عبور می کنید ، همین روش را برای شما به ارمغان می آوریم.

با چندین دهه تجربه کار به عنوان تعمیرکار جاروبرقی در سه سوت تعمیر، هوی ، دانش و تخصص لازم را برای توصیه تعمیر جاروبرقی عالی متناسب با نیازهای هر مشتری کسب کرده ایم. ما همچنین خدمات تعمیر و نگهداری را ارائه می دهیم. تیم ما تقریباً همه مواردی را که ممکن است در خلا خلا به وجود بیایند مشاهده کرده است و ما می دانیم که چگونه به سرعت و به طور موثر از مشکلات مراقبت کنیم. مرکز جارو برقی به عنوان یک خانواده محلی و دارای مشاغل محلی ، همیشه در خدمت خدمت به مردم خوب سه سوت تعمیر با غرور و صمیمیت بوده است. ما خود را خوش شانس می دانیم که می توانیم در این جامعه زندگی و کار کنیم ، و امیدواریم که خدمات عالی ما را امتحان کنید. در اینجا برخی از دلایل تجارت با ما را بررسی می کنیم:

  • ما یک خانواده محلی با افتخار هستیم که دارای مشاغل محلی هستیم.
  • تیم ما بیش از 60 سال تجربه در زمینه فروش و تعمیر جاروبرقی دارد.
  • ما طیف گسترده ای از بهترین مارک های صنعت را حمل می کنیم.
  • تیم فروش و تعمیرات ما آگاه و دوستانه هستند.
  • قیمت های ما همیشه مناسب و رقابتی است.
  • ما بزرگترین موجودی قطعات و لوازم را حمل می کنیم.
  • موقعیت مکانی مناسب با پارکینگ معتبر
  • برآورد رایگان تعمیرات

روش تعمیر ماکروفر

نحوه تعمیر ماکروفر

اگر پد های لمسی اجاق مایکروویو شما پاسخ نمی دهند اما صفحه نمایش روشن می شود ، به احتمال زیاد مشکل از سوئیچ ممبران است. بنابراین نیاز به تعمیر ماکروفر خود دارید . این جز component که معمولاً به آن لمس پد می گویند ، در واقع یک سری سوئیچ های الکتریکی لمسی نرم است. معمولاً از دو لایه پلاستیک نازک Mylar با مواد رسانا روی سطوح داخلی تشکیل شده است. شکاف تشکیل شده بین دو سطح ، پوشش های رسانا را از هم جدا می کند تا زمانی که فشار توسط کاربر وارد شود و باعث تماس دو سطح شود. هنگامی که دو سطح رسانا با یکدیگر تماس می گیرند ، یک مدار الکتریکی تکمیل می شود تا سیگنال ورودی به صفحه کنترل ارائه شود. با استفاده مکرر ، پوشش رسانا سرانجام فرسوده می شود و نمی تواند تماس کافی برای ارسال سیگنال به صفحه کنترل ایجاد کند. برای دسترسی به سوئیچ ممبران و تعمیر ماکروفر ، باید واحد را از برق جدا کرده و کابینت را جدا کنید. کلید غشایی غالباً به صفحه کنترل متصل می شود و معمولاً با یک رابط تخت به سبک روبان به صفحه کنترل الکترونیکی متصل می شود. در نتیجه برای تعمیر ماکروفر ابتدا اتصال را بررسی کنید و اگر اشکالی به نظر نمی رسد ، می توانید سوئیچ ممبران را از نظر پیوستگی با یک متر اندازه گیری کنید. برای فشار دادن هر پد لمسی فقط باید چند اهم مقاومت داشته باشید. برای انجام این آزمون به طرح ماتریسی سوئیچ غشایی نیاز دارید که باید در شماتیک الکتریکی موجود باشد. سپس می توانید سوئیچ غشایی را برای یکنواختی با یک متر اندازه گیری کنید. برای تعمیر ماکروفر ، برای فشار دادن هر پد لمسی فقط باید چند اهم مقاومت داشته باشید. برای انجام این آزمون به طرح ماتریسی سوئیچ غشایی نیاز دارید که باید در شماتیک الکتریکی موجود باشد. سپس می توانید سوئیچ غشایی را برای یکپارچه سازی با یک متر اندازه گیری کنید. برای فشار دادن هر پد لمسی فقط باید چند اهم مقاومت داشته باشید. برای انجام این آزمون به طرح ماتریسی سوئیچ غشایی نیاز دارید که باید در شماتیک الکتریکی موجود باشد.

تعمیر ماکروفر تخصصی

برد کنترل

اگر صفحه لمسی اجاق مایکروویو شما پاسخ ندهد اما نمایشگر روشن شود ، ممکن است مشکل از صفحه کنترل باشد. برد کنترل ولتاژ پایینی را تولید می کند که به کلید غشایی عرضه می شود. هنگامی که یک پد فشرده می شود ، سیگنال ولتاژ دوباره به صفحه کنترل تغییر می یابد. برد کنترل این سیگنال های ورودی را از سوئیچ ممبران یا صفحه لمسی دریافت می کند و با استفاده از این دستورات رله های خروجی را کنترل می کند که اجزای مختلف مایکروویو مانند موتور چرخان و مگنترون را کنترل می کند. اگر برد کنترل سیگنال ولتاژ کم تولید نمی کند ، یا اگر سیگنال های ورودی را از سوئیچ غشایی حس نمی کند ، هیچ عملکرد خروجی رخ نمی دهد. در تعمیر ماکروفر ، اگر تأیید کرده اید که سوئیچ غشایی خوب است و اتصال به صفحه کنترل درست نیست ، ممکن است صفحه کنترل معیوب باشد.

منبع : https://3sottamir.ir/%d8%aa%d8%b9%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%88%d9%81%d8%b1/

می رفتیم می نشستیم

می رفتیم می نشستیم در صحن خنک امامزاده صالح، چشمی تر می کردیم و استغاثه‌ای و چشم امیدی به دست یاری خدایی که آن وقتها هنوز بود.

استخوان سبک می کردیم به قول مادربزرگ. گریه می کردیم و استغفار می کردیم و به خدا و خودمان قول می دادیم کمتر گناه کنیم، و می دانستیم سر قولمان نمی مانیم.
دلمان اما گرم بود به خدای مهربانی که همه بدی ها را مادرانه از یاد می برد و در سرنوشت سال بعدمان خوشی و برکت می نوشت.

کجا گم شدند آن دل های ساده مومن؟ آن خدای بخشنده کجا سفر کرد که برنگشت؟

روحمان کجا قطع نخاع شد که دیگر نه دلمان لرزید و نه صورتمان تر شد؟
کدام توفان گلهای سرخ امید را از دلمان چید؟

من دلم برایت تنگ شده خدا.
بیا امشب برویم منِ آن وقتها را پیدا کنیم حالش را داری؟ یا نه، چای دم کنم، بنشینیم در همین تاریک، از تنهایی حرف بزنیم؟

آن وقتها یک جای دعا نوشته بود یا رفیق من لا رفیق له.
بی رفیق نمانی خداخوشگله
بی رفیق نمانی.
همیشه روی من حساب کن، حتی حالا که پاک از هم ناامید شده ایم.

حمیدسلیمی

ازدواج

می گفت : ازدواج که کردیم یک موتور داشتیم و باهاش همه آخرهفته ها میرفتیم بیرون شهر ، کوه ، پارک و ...
ناهار ظهر جمعه رو کتلت درست می کردیم
می رفتیم پارک سر کوچه

بعد افتادیم به صرافت ماشین خریدن.
افتادیم به کار و کار و اضافه کار
یه ماشین خریدیم. مدل پایین بود! سفر راه دور نمی شد بریم. اونقدر کار کردیم که ماشین رو عوض کردیم و خونه و بعد وسایل خونه و دوباره ماشین رو و باز ...

به خودمون که اومدیم دیدیم دو تا ماشین تو پارکینگ داره خاک میخوره

پرسید: امروز چندشنبه س؟
یادم میاد جمعه س.
میگه: میخوام زنگ بزنم غذا بیارن؟
چی می خوری؟
پرده رو میزنم کنار
عطر جمعه میاد و کتلت از پارک سر کوچه.چند ساله اونجا جا گذاشتیمش؟!

دست بکار میشم.
میگه: چه بوی آشنایی راه انداختی!
یه حال خوبی داره!
میگم: پاشو ؛ پاشو یه عاااالمه جمعه رو باید جبران کنیم .

امامزاده

می رفتیم می نشستیم در صحن خنک امامزاده صالح، چشمی تر می کردیم و استغاثه‌ای و چشم امیدی به دست یاری خدایی که آن وقتها هنوز بود.


استخوان سبک می کردیم به قول مادربزرگ. گریه می کردیم و استغفار می کردیم و به خدا و خودمان قول می دادیم کمتر گناه کنیم، و می دانستیم سر قولمان نمی مانیم.

دلمان اما گرم بود به خدای مهربانی که همه بدی ها را مادرانه از یاد می برد و در سرنوشت سال بعدمان خوشی و برکت می نوشت.


کجا گم شدند آن دل های ساده مومن؟ آن خدای بخشنده کجا سفر کرد که برنگشت؟


روحمان کجا قطع نخاع شد که دیگر نه دلمان لرزید و نه صورتمان تر شد؟

کدام توفان گلهای سرخ امید را از دلمان چید؟


من دلم برایت تنگ شده خدا.

بیا امشب برویم منِ آن وقتها را پیدا کنیم حالش را داری؟ یا نه، چای دم کنم، بنشینیم در همین تاریک، از تنهایی حرف بزنیم؟


آن وقتها یک جای دعا نوشته بود یا رفیق من لا رفیق له.

بی رفیق نمانی خداخوشگله

بی رفیق نمانی.

همیشه روی من حساب کن، حتی حالا که پاک از هم ناامید شده ایم.


حمیدسلیمی

1